على آقا نورى

69

خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )

گزارش‌هاى فرقه‌نگاران مشهور ، به ويژه دربارهء باورها و جريان‌هاى شيعى به گوشه‌اى از يك جانبه‌نگرىهاى برخى از آنها اشاره شود . به ويژه اينكه بسيارى از پژوهش‌هاى شيعه‌شناسى معاصران نيز متأثر از اين آثار است . به عنوان نمونه ملطى ، صاحب كتاب التنبيه و الرد ، از جمله افرادى متعصّبى است كه به عرضه عقايد شيعى و ديگر مذاهب اسلامى ، پرداخته است . عنوان اثر او ، خود ، نوعى ارزش داورى و همراه با بيان انگيزه كلامى وى است . وى ديدگاه‌هاى شيعه را به گونه‌اى گزارش مىكند كه خودبه‌خود مورد نفرت واقع شود . به علاوه ، لقب « رافضه » را براى شيعه به عنوان واژه‌اى ناپسند ، و به معناى خروج از دين مىآورد تمامى فرقه‌هاى شيعى را گمراه مىپندارد و در هنگام معرفى گروهى به نام هشاميه ، هشام بن حكم ، متكلم مشهور شيعه ، را زنديقى مىداند كه قصد نابودى اسلام را داشته است . آيا از چنين فردى مىتوان انتظار گزارش بىطرف را داشت ؟ پرواضح است كه به چنين آثارى بايد به عنوان آثارى كلامى - جدلى كه به جاى گزارشگرى در پى رد و انكار انديشه‌هاى غيرخودى هستند ، نگاه كرد . « 1 » بغدادى نيز در گزارش خود از انديشه‌هاى فرق نه‌تنها جهت‌دار است ، بلكه از جهاتى گوى سبقت را از ديگر همكاران قبلى خود ربوده و دلخوش از انديشه‌هاى كلامى - مذهبى خويش ، ديگر انديشه‌هاى اسلامى به ويژه باورهاى شيعى را را يا خارج از اسلام مىداند و يا بر آن مهر بدعت و ضلالت مىزند . « 2 » اقدام او در خارج كردن غاليان از عنوان شيعى بجاست . با اين‌حال ، شديدترين حملات را به گروه‌هاى شيعى غيرغالى و به تعبير وى روافض دارد . وى از اين جهت كه در فرقه‌هاى هالكه ، بدعت‌گذار و گمراه ( در باور او غير از اهل حديث و رأى و

--> ( 1 ) . نك : ملطى ، ص 16 - 29 . ( 2 ) . بغدادى ، ص 10 - 11 .